ظهور پی نوشت ها...

ت.م: «من محکومم به هم خوابگی با زمان و همیشه آبستن رنج»

سیاوش:

-رنج، فرزند خلف آدمیان است که وفادارانه، تا همیشه، کنار پدر یا مادر خود می ماند

-زمان، باوفاترین معشوقه ی عالم که رازهای مگویش را با هر عشق بازی زیر گوشمان ناله می کند

پ.ن١: این نه تنها اولین پی نوشت این پسته بلکه اولین پی نوشت این وبلاگه!

پ.ن٢: مثل یه موریانه که تو خاکه های چوب غلت می زنه... سعی می کنم از این حماقت به ظاهر بالفطره لذت ببرم... و کیه که بتونه یه موریانه رو سرزنش کنه؟

پ.ن٣: حس می کنم وبلاگم خوشحاله. کی میتونه بگه چرا؟ هر چی بیشتر دلیل داشته باشه بهتر!

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
toranj

کامنت قبلیم قبل از اینکه کاملش کنم شیطونی کرد وارسال شد! گناه نخستین: بودن! عادت می کنیم

بابک

منو یاده حماقت خونه ای که همین تابستون برا خودم ساختم انداختی. حتما باید یه سری بهش بزنم. یاده اینم افتادم I'm pain, I'm hope, I'm suffer این اواخر سعی کردم به زمان از دید علمیش نگاه کنم این که اصلن وجود نداره و فقط یه قرارداد-ه. واین که آدم می تونه تو یه لحظه چند پاره بشه و تو چند جای مختلف بشه ولی هر چی بیشتر جلو رفتم دیدم مخم دچار یه گوزش عمیق شده و بی خیال شدم و با خودم گفتم همون تعریف قبلی از زمان بهتره. به نظرم زمان می تونه یه دشمن درجه یکم برا آدم باشه

پریا

سلام یه معذرت خواهی بدهکارم به همه چون سه شنبه ی این هفته وبلاگم از روال عادیش خارج شد به شدت سرما خورده بودم... تولدم هم بود...نشد که به روز کنم به جاش امروز به روز کردم... با چند روز تاخیر....

معصومه

( اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است ) سلام آپم . بدو بیا به وبم یه سر بزن .

خانم کوچولو

سلام از لطفی که به وبلاگ خانم کوچولو داشتین ممنونیم[لبخند]

معصومه

سلام آپ کردم دوست دارم بیای تو وبم و نظر واقعیت رو در مورد مطلبم بگی چون ممکنه خیلی ها مخالف باشن پس منتظرم [لبخند]

پسری متولد کوهستان

میگم مطمئنی وبت خوشحاله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس چرا آپ نمی شه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پریا

کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟[لبخند] من به روزم