آمدم سلام نکردم. می روم و خدا حافظی نمی کنم...

و بار دیگر زندگی مرا به سوی مرگی دوباره می خواند. و این بار نیز به سوی مرگ پیش می روم. می روم شاید این بار به گونه ای دیگر زاده شوم. می روم شاید دیگر لازم نباشد که بخزم. صوفی می گوید :« ما همه با بال آفریده شده ایم... پس چرا بخزیم؟ » . می روم شاید این بار به من اجازه دهند پرواز کنم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 و بار دیگر شب ها صدای کشیده شدن پاشنه ی کفش مرگ از پشت در اتاقم به گوش می رسد و بار دیگر با رویا ی مرگ از خواب بیدار می شوم و خون زندگی را در رگ های پوسیده ام احساس می کنم.  این بار نیز مرگ به سویم آمده. انگار همین است که هست. باید باشد. نباشد چه باشد؟

 و هنگامی که زندگی مرا به سوی مرگ فرا می خواند ، چشمانم را می بندم و در روشنایی تاریک مرگ، راه خویش را پیدا می کنم. می روم شاید این بار به گونه ای دیگر زاده شوم ...

/ 10 نظر / 8 بازدید
عسل بانو

سلام: ميدونی اين عقيده خيلی جالبه که ما بتونيم بعد از مرگ دوباره زاده شويم....متن زيبايی نوشتيد ...ميدونی فقط فونهاتون خيلی کوچولو بود ..موفق باشيد

mina

سلام وبلاگ زيبا و مطالب بسيار عالی نوشته بوديد.براتون ارزوی موفقيت می کنم.

ali

منم سلام نمی کنم و بدون خداحافظی ميرم.حوصله حرف تکراری زدن هم ندارم. يک خوش آمد بهت ميگم به خاطره ورود به انديشه آزاد و بدش چند تا سوال.مطمئنی که زندگی تو رو به سمت مرگ می خونه؟آخه من بعيد می دونم زندگی از اين آوازها بخونه. فکر نميکنی هر روز فرصت دوباره زاده شدن داری؟

سمانه

و همون زندگي كه من رو به سمت مرگ مي خونه نمي ذاره... هر بار كه مي يام تا جواب آوازش رو بدم يه چيزي مانع مي شه... و من باز هم انتظار مي كشم... شاد باشي

غريبه

سلام .. ممنونم از لطفت .. ببخشِد اگه انقدر دير اومدم .. راستش صفحه کامنتاتون مشکل داشت .. راستی .. من که قالب جديد رو نمی‌بينم .. احتمالاً بايد چند روزی صبر کنم .. در هر حال بازم ممنونم از لطفت .. در ضمن منتظر آپ ديت های بعدی هم هستم .. خوش باشی .. فعلاً .. يا علی

غريبه

ممنون .. اميدوارم که موضوع مهمی نباشه و خيلی زود همه چيز حل بشه .. اگه دوست داشتی به کسی که نمی‌دونی کيه و نقشی هم تو زندگيت نداره چيزی بگی که لااقل با گفتن شايد يه کم آروم بشی آف بذار .. خوشحال می‌شم اگه هم خواستی کامنت بذار .. خوش باشی .. يا علی

saman

سلام وبلاگ زيبايي داري بهت تبريك ميگم به ما هم يه سري بزن

faezeh

ياد يه جمله از هيوا مسيح افتادم. اين که در آغاز هر عشقی ما مي ميريم! مرگ مقدسيه وقتی که در شروع دوباره دیگه لازم نباشه بخزی . بال در آورده باشی!