طعم سيب سرخ...

آهای آدم ها!

از قانونهایتان بیزارم!

از حصاری که به دور نگاهتان کشیده اید هم

چه قدر بی کودکی؟

چه قدر بی معصومیت؟

تا به کی به دنبال فرشته ها می گردید تا واژه ی معصومیت را معنی کنید؟

در همین قانونتان: انسان بالدار خرافه است

بالهایش را باید کند

به خودتان رحم نکرده اید

بال های باقی انسان ها را دگر چه کار دارید؟

آهای آدم ها!

امروز هم از سیب سرختان خوردم

چه فرقی می کند؟

از خوشه ی گندمتان

از همیشه ی هر لحظه که به خاطر دارم

آن چیز که نمی دانید سیب است

یا گندم

در حلقوم بی گناه من فروفرستاده اید

بس است دیگر

از قصه هایتان نیز بیزارم!

از قانونهایتان

از حصاری که به دور نگاهتان کشیده اید هم

1 ماه پیش هنگامیکه شعر بالا رو نوشتم باید فکر امروز رو هم می کردم. کی فکرشو می کرد که روزی فرا برسه که من، انسان ها رو ترک کنم و به آدم ها بپیوندم؟ راستش دیگه خیلی برام سخت شده بود. نمی تونستم هم انسان باشم ، هم آدم. از دورویی بزارم. اما نسان هایی که با آدم ها تطبیق یافته اند رو از ته قلبم می پرستم.

بیشتر از 1 ماه گذش و هنوز طعم گس سیب سرخ زیر زبانم مانده است. احساس می کنم آدم ها مرا معتاد سیبهای سرخشان کرده اند. برای رهایی از این طعم گس گویا باید آدم شد. می دانم. خوب می دانم که اشتباه است...اما... می گویم... به تو قول می دهم که می گویم...

می خواهم باغی از سیب سرخ برای خودم بسام. نمی خواهم بیش از این درد های آن طعم مزخرف را تحمل کنم. باید برای مدتی، خود را از آن مملو کنم. برای این کار باید انسانیت را فراموش کرد. باید کودکی ها را فراموش کرد. باید فراموش کرد که دویدن دنبال پروانه ها چه لذتی دارد. بازی های کودکانه : یافتن راز ابرهای هزار چهره...

برای این کار باید آدم شد. انسانیت به کارم نمی آید. باید آدم شد. باید دید، دم نزد، راه رفت، به دیگران توجه نکرد. آه که چه قدر از آدم ها بیزار بودم...! و هستم...!

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Fereshte

من و تو کم بودیم...خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم...گفتنیها کم نیست...من و تو کم گفتیم... مثل هذیان دم مرگ از آغاز... چنین درهم و برهم گفتیم...دیدنیها کم نیست...من و تو کم دیدیم... بی سبب از پاییز...جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم... من و تو حق داریم در شب این جنبش... نبض آدم باشیم...من وتو حق داریم که به اندازه ما هم شده،...با هم باشیم... سلام سياوش جون... خوبی؟... خيلی خوشحال شدم وقتی ديدم بعد از چند وقت بهم سر زدی... ممنونم... بعدشم راستش رو بخوای من اصلا پم ائی ازت به دستم نرسيده. حالا چرا. نميدونم والا... بگذريم. مبينم مثه هميشه زيبا مينويسی... اما چرا اینقدر ناراحت و بيزار... واقعا نميدونم چی بگم... اميدوارم هيچوقت اينطوری نبينمت... همیشه شاد باشی عزیز...مواظب خودتم باش... باز ميام پيشت... قربانت.فعلا بای.

Javad

سيا جون . آدم هر چقدر اين متنو بخونم بازم قشنگه

آويژه

سلام.من همون سکوت پنجره ام . خيلی وقته که يه جای ديگه می نويسم . حالا دوست داشتی بيا. شايد هم دوباره سکوت پنجره رو راه انداختم ...

Fereshte

سياوش جون سلام... وای چرا ديگه نميخوای بنويسی؟... دلت مياد؟... بخدا حيفه... اميدوارم نظرت عوض بشه و دوباره شروع به نوشتن کنی... يادت نره من یکی منتظرم که دوباره بنويسی... به اميد ديدار.

Hippo

MeRsI SiA Jo0N aDaM OoNjoOrI DaStEsH Be KeYBoArD NeMiooMaD ComMeNt bEdE :D

---

e??????/pass dastet be keyboard nemioomad!!!

Fereshte

سلام... خوبی؟... منو يادت هست؟... خيلی وقت بود اينجا سر نزده بودم... شانسی وبلاگتو پيدا کردم اومدم یه سری بزنم ببينم چيکارا ميکنی... ميبينم که هنوز برنگشتی. نمخوای دوباره شروع کنی؟... نميدونم کامنتات رو ميخونی يا نه. اگه خوندی يه خبری از خودت بده. بالاخره ادم حق داره نگرانه دوستاش باشه البته منم همچين ادم با معرفتی نبودم هااا باید زودتر از اینها بهت سر میزدم. شرمنده... به هر حال مراقب خودت باش... شادو موفق باشی دوست من.

darya

و من هم هستم ! ..............................

Fereshte

سلام سياوش... حالت خوبه؟... الان داشتم آرشيو وبلاگمو با کامنتاشو نيگا ميکردم ((به قوله معروف ياده قديما کرده بودم)) که یهو کامنتت رو ديدم. دلم برات تنگ شده بود. گفتم بيام يه سری بهت بزنم ببینم چیکارا میکنی... ميبينم که هنوز برنگشتی. میگم فکر نمیکنی اینجا به اندازه ی کافی گردو غبار گرفته و الانم منتظرته که یه خونه تکونی جانانه بکنی؟ هـــــوم؟... راجعبش فکر کن باشه؟... راستی عیدت مبارک. ببینم خوش گذشت بهت؟ اميدوارم که اینطور باشه... از خدا میخوام تو اين ساله جديد به هر ارزويی که دوست داری برسی و هميشه شادو موفق باشی دوست مهربونم... خيلی مراقب خودت باش... به اميد ديدار.

فرشته

سياااااااااااااا سلام... کوشی تو... به وبلاگ جديدت سر زدم اما نشد کامنت بزارم یعنی وا نکرد... بعدشم ميل زدم بهت اما جوابی ازت نيومد... کامنتمو گرفتی يه خبری از خودت بده باشه؟... قربونت.