سلام!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

این سلام با همه ی سلام های قدیمی فرق داره.فرقش اینه که می خوام بعد از اون خداحافظی کنم.اونم به خاطر اینکه درس دارم!!! و می ترسم وبلاگ نویسی منو از درسام بندازه!!!

آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه... . حالم بد جوری گرفته!می خواستم یه در خواستی ازتون بکنم:لطفا وبلاگمو تنها نذارین هر وقت تونستین بهش سر بزین و واسه همه ی متن هاش نظر بدین شاید به نظرتون مسخره باشه ولی می دونم نظر هر روزتون با نظر دیروزتون فرق داره آخه آدم هر روز یه جور دیگه به زندگی نگاه میکنه درسته؟ پس لطفا وبلاگ عزیزمو تنها نذارین! آها !خوب شد یادم اومد. می خواستم از اینجا از دو دوست خوب که مشوق من در امر وبلاگ نویسی بودن تشکر کنم:دوست خوبم فائزه  نویسنده ی وبلاگ فراتر از بودن که منو با وبلاگ آشنا کردن و هیچستانی عزیز نویسنده ی وبلاگ هیچستان که اولین نفری بودن که به وبلاگم سر زدن.  راستی ! بالاخره ترس رو کنار گذاشتمو شعرمو نوشتم. چه قدر خوشحالم که نوشتمش! نمی دونم می تونم بهش بگم شعر یا نه؟!آخه می ترسم حرمت شاعرا شکسته شه!!! ولی به هر حال واسه خودم ارزش داره! آخه اولین شعرمه(اگه بشه بهش گفت شعر!!!).دلم می خواد اونو تو وبلاگم بنویسم به عنوان یک خداحافظی هر چند کوتاه:

                                       چه کسی می داند ... ؟

 

- چه درونم انبوه و چه بیرون خالیست!

به کجایند یاران دیرینه ی ما ؟

و چه ما نادانیم

از آنچه که به انتظار ما خواهد بود

یاد آن روزی که با هم بودیم

و

گذر ثانیه ها

بی خبر زآنچه که می آید پیش

آسمان پا بر جاست

ابرها می گریند

و زمین می چرخد

چه کسی می داند

تا چه وقت خواهد ماند؟

ناگهان دست فلک می آید

تا گلی چیند از گل های باغ

بی خبر از یک قناری

که روزی به گل خود می گفت:

باش تا من باشم!

و پرید!

آری!

آن باغ چه به درونمان می ماند.

گلهای فراوانیست در وجودمان

و تک قناری عشق که هر روز

به باغ دلمان پر میکشد

تا که یاد خود را

مملو از عطر خوش گل بکند

- چه درونم انبوه و چه بیرون خالیست!

به کجایند یاران دیرینه ی ما؟!

و چه ما نادانیم

از آنچه به انتظار ما خواهد بود.

 

 

                      یا   حق!

                  خدا حافظ!

به امید دیدار!

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amin

برای شروع عالی بود.ادامه بده.

faezeh

برای اولين تجربه خيلی خوبه ...ولی من بهت توصيه می کنم يه کمی از شعرت فاصله بگير و بعد از مدتی بهش نزديک شو! اون وقت خودت عيب هاش رو می فهمی!

هیچستان

سلام دوست عزيزم . حالا که داری ميری فکر ميکنم که دلم برات تنگ ميشه اما ميدونم که نميتونی دل بکنی . من تجربه اش کردم يه بار . بدون که بعد از رفتن بازم روزی شونصد بار بر ميگردی ببينی کسی چيز تازه ای نوشته يا نه . - چه درونم انبوه و چه بیرون خالیست! خيلی با حال نوشتی . من که شاعر نيستم ولی خيلی از شعرت لذت بردم اونو ميگذارم بالای وبلاگم تا همه ببينند . لذت ببرند . به هر حال از خدا ميخوام که تو زندگی هميشه موفق باشی و سر بلند و شاعر ... دلمون برات تنگ ميشه .

Hossein

سلام.چطوری؟خيلی وبلاگ باحالی داری فقط اين قسمت ديزاينر:ماهان رو بردار چون بازديدتو پايين مياره

بچه مثبت

هر کدام از ما راهی را به سوی هدفمان برگزيده ايم اما ممکن است روزی متوجه شويم از آنچه می خواهيم فرسنگ ها فاصله گرفته ايم.افراد موفق هميشه بعد از يک جدايی زيبايی می آفرينند و پر انرژی تر شروع به نوشتن (وبلاگ ) می کنند.چون دوری از چيزی هيجان ونيروی خاصی به انسان برای رسيدن به مقصد می بخشد.اين نيرو می تواند در غالب جملات دگرگونی ايجاد کند.از تغيير مسير خود نهراسيد.قابليت انعطاف از خصايل افراد موفق است.خداحافظ

tara

سلام واقعا حيفه. خيلی شعرت قشنگ بود.موفق باشی

بچه مثبت

سياوش جان اين دومين نفريه که معرفی کردم يادت باشه............................

ali

salam sia joon bloget vaghean bahal e aslan fekresham nemikardam ke harfayee be in ghashangi too delet bashe akhe miodooni aslan behet nemiad ehsasati bashi vali bazam migam shearet kheili ghashang bood omidvaram bazam betooni benvisi farda mibinamet khodanegahdar

hamzeh

سلام سيا جون از وبلاگت خيلی خوشم اومد. شعرت هم خيلی خوب بود. اميدوارم همين راه ادامه بديی. قربانت حمزه

بچه مثبت

سلام سياوش جان. باز اومدم يه سری بزنم.