توی اين بيهودگی ها لحظه ها رو می شمارم...

خط خط... یکی ، دو تا... خط خط... بی هدف...رو به جلو...خط خط...خط خطی...روی کاغذ خط دار ، سکوت محض... روی کاغذ بی خط ، خط خط... خط خطی... می نویسم... خط می کشم... پی در پی...مجال ماندنم نیست...خط ها در پی هم...فریاد ها در پی هم... اشک ها اما راه را گم کرده اند... می نویسم...می خوانی... خوشحالی... اما تونیز ، خط خط... خط خطی... به کجا می نگری؟ به خط هایی که می کشم؟... خط خط... می خوانی ... تا تهش را می خوانی... قلم به دست نمی گیری... زیرا می ترسی... می ترسی از خط خط... خط خطی... تا کجا؟ تا کجا باید خط ها را در پی هم آورد و... خط خط؟ ... تیک تاک... خط خط... آه چقدر کسل کننده ... قصه های تکراری... گذشتن از کنار هم... دوباره دور شدن از هم... مثل خط خط... خط خطی های من... خط خطی های تو... خط...خط...می گذریم... بر می گردیم...به هم دیگر می نگریم... می دانیم که دوباره به هم می رسیم ... و دوباره : خط خط... خط خطی... این ها را خیلی زود یاد می گیریم... خیلی ساده... خط هایی پشت سر هم ... بدون قاعده... بدون قافیه... تنها خط های پی در پی...و گه گاهی به دور از هر گونه خط...زیر درختان آرمیده... بی خیال از وجود هر گونه خط... چشمانی بسته رو به سوی همه چیز ... به غیر از خط... برگی از درخت بر صورتم می افتد... با چشمان بسته لمسش می کنم... آه چه آرامش دور از دسترسی... چشمانم را می گشایم تا بیشتر درکش کنم... اما برگ هم... برگ هم... خط خط... خط خطی... خط ها در پی هم... پشت سر هم ... بدون فاصله... بدون قاعده... بدون قافیه... می آیند... می مانند... اما نمی روند... تنها خط خط... خط خط... خط خطی... خط... خط...خط...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 3 نظر / 8 بازدید
leyli

هااااااااااااااااااااااااااااا...

darksun

سلام! چرا هيچ کی بهت سر نمی زنه؟ مثل منی. يه کم تبليغ کن شايد درست شه.

faezeh

شايد دنيا را خط ها ساخته اند . خط هايی که من می کشم . خط هايی که تو مي کشی . خط هايی که دیگران برايمان می کشند. من هميشه مشغول خط خطی کردن همه چیز بودم. شاید هنوز هستم... توی نقاشی من آدم ها و جاده ها و رود ها همه شبیه همند. شاید چون هرگز نقاشی نکرده ام! فقط خط خطی...گوشه ی کتاب هايم هميشه خط خطی بودند. انگار داشتم چيزی به دنيا اضافه ميکردم...انگار می شود چيزی به دنيا اضافه کرد. شايد بهتر است باری از دوش دنيا برداريم ...خط ها جيغ ميکشند ...شايد بهتر است سکوت کنيم...اگر زمين صاف باشد آدم ها هرگز به هم نمی رسند. ...حالا چشمانت را باز کن...ميتوانی درختی برايم پيدا کنی؟