تصميم گرفتم ترجمه ی شعر زير رو از سياوش بگيرم و براتون بنوبسم:

ما ترانه سازانیم

ما رویا پردازان رویاهاییم

سرگردان، در کنار موج شکن های تنها

و همنشین رودهای متروک؛

دنیا بازان و دنیا گذاران،

که ماه پریده رنگ بر ما می تابد.

با این همه ما خود گرداننده و لرزاننده ی جهانیم،

تا ابد،شاید.

با چکامه هایی شگفت و بی مرگ

و با شهر های بزرگ عالم، می بالیم

و از داستانی افسانه ای

شکوه یک امپراتوری را می سازیم.

یک نفر با رویا، فارغ بال

پیش می رود و دیهیمی را از آن خود می کند

و سه نفر با آوازی تازه

سلطنتی را می توانند به زیر کشند.

ما،در گذر زمان

در گذشته ی مد فون زمین

نینوا را در آه مان

و بابل را خود با شادیمان ساخته ایم

و ویرانشان کردیم

با بشارت ارزش های دنیای نو بر سالخوردگان

چرا که هر عصری،رویایی است که می میرد

یا آنی که زاده می شود

اثر آرتور اشانسی

/ 1 نظر / 10 بازدید
ali sharif

bazam salam bahal bood rasti sia inghad dar4s nakhoon baba ba ma bash felan